خدمات محرمانگی دادهdata confidentiality serviceواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی در قلمرو امنیت برای مقابله با افشای غیرمجاز دادهها
محرمانگی اطلاعات بیمارpatient confidentiality, consumer confidentialityواژههای مصوب فرهنگستانمحدودیت دسترسی به دادههای شخصی بیمار با جلب نظر او یا با در نظر گرفتن منافع عمومی جامعه
مخفیدیکشنری فارسی به انگلیسیconfidential, covert, dark, hidden, occult, secret, slinky, snug, stealthy, subterranean, surreptitious, undercover, underground