افشردهconcentrate, retentate, concentré (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانمادهای که آب آن تحت فشار گرفته شود
شیر تغلیظشدهconcentrated milkواژههای مصوب فرهنگستانشیری که بخش قابلملاحظهای از آب آن گرفته شده باشد
شیرهدیکشنری فارسی به انگلیسیconcentrate, distillate, essence, juice, extract, glucose, syrup, treacle