پزشکی مکمل و جایگزینcomplementary and alternative medicine, CAM 1, complementary medicineواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ گستردهای از نظامهای تشخیص و درمان و پیشگیری که مبانی نظری و عملی آن با پزشکی متداول غربی تفاوت دارد
تابع مکملcomplementary functionواژههای مصوب فرهنگستانهر جواب معادلۀ دیفرانسیل خطی همگن متناظر با یک معادلۀ خطی ناهمگن مفروض
رایگاندیکشنری فارسی به انگلیسیbuckshee, complementary, complimentary, free, gratis, gratuitous, rent-free