273 مدخل
کتک زدن
جمع کننده
جمع می کند، مقابله وتطبیق کردن، مقابله کردن، تطبیق کردن
جمع کن، مقابله وتطبیق کردن، مقابله کردن، تطبیق کردن
تأمین مالی
محور
collate
collation
collateral, fringe, lateral, side, subsidiary
collateral