325 مدخل
سرماخوردگی، سرما، سرما خوردگی، زکام
کول ها، نوعی کلم، چشم بند، شعبده باز، سکه
غلط
گانگستری سرد
کاداستر
لاستیک سرد
عصبانی کردن /کار را شروع و رها کردن
افگار، جریح، جریحهدار، زخمدار، زخمناک، مجروح
casualty, casualties, ulcerous, stricken
casualty
fall, wound
colostric
colasciones
coldly, damply, distantly, matter-of-factly
coloslossuses
colesees