110 مدخل
کوه، چسبیدن، رابطه خویشی داشتن
هماهنگی، چسبیدن، رابطه خویشی داشتن
هماهنگ
هماهنگ، چسبیدن، رابطه خویشی داشتن
همرزمان
cohere
cohere, coincide
cohere, interrelate
coherence, coherency, cohesion, continuity