زمیرلغتنامه دهخدازمیر. [ زَ ] (ع ص ، اِ) کوتاه بالا. || کودک خوبروی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زمیرلغتنامه دهخدازمیر. [ زَ ] (ع ص ) غناء زمیر؛ سرود نیکو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زمیرلغتنامه دهخدازمیر. [ زَ ] (ع مص ) مصدر زمر. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). (از اقرب الموارد). رجوع به زمر شود.
زمیرهلغتنامه دهخدازمیره . [ ] (اِخ ) نام مردی که به قول ابن الندیم بنقل از اسحاق راهب ، کتابخانه ٔ اسکندریه را به امر «بطولوماوس فیلادلفوس » گرد کرد و پس از جمع آوردن پنجاه و چها