classicalدیکشنری انگلیسی به فارسیکلاسیک، باستانی، ردهای، وابسته به ادبیات باستانی، پیرو سبکهای باستانی، مطابق بهترین نمونه
اصطلاحشناسی کلاسیکclassical terminology, traditional terminologyواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از انگارهها و پیشفرضها و نظریهها که در شکلگیری مکتبهای دورههای آغازین اصطلاحشناسی نوین نقش داشتهاند و عمدتاً بر استانداردسازی مفاهیم و اصطلاح
باستانشناسی دوران کلاسیکclassical archaeologyواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از باستانشناسی دوران تاریخی که به مطالعۀ تمدن یونان و روم باستان اختصاص دارد
مکانیک کلاسیکclassical mechanicsواژههای مصوب فرهنگستانقسمتی از علم مکانیک که مبتنی بر قانونهای حرکت نیوتن است و کاربرد آن در مواردی است که اندازة اجسام در مقایسه با طولموج دوبروی آنها بزرگ یا سرعتشان در مقایسه با