clamدیکشنری انگلیسی به فارسیکلم، گوشت صدف، خسیس، حلزون دو اي كپه یا صدف خوراکی، بچنگال گرفتن، محکم گرفتن
الم شنگهدیکشنری فارسی به انگلیسیclamor, deviltry, free-for-all, fuss, kerfuffle, palaver, scene, song and dance