زارالغتنامه دهخدازارا. (اِخ ) خلیجی است در ناحیه ٔ دلماسیه از نواحی بلژیک این قلعه که مرکز دلماسیه است در روزگار قدیم جادیرا نام داشته و در 475کیلومتری جنوب فیا (ادریاتیک ) واقع
زارالغتنامه دهخدازارا. (اِخ ) ناحیه ٔ وسیعی است بمساحت 577 کیلومتر مربع از شمال محدود است به کرواسیا و از جنوب بناحیه ٔ سیالاترو ازجنوب غربی به ادریاتیک و از شرق بترکیه ٔ اروپا.
گزارافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگزارنده؛ طرحکننده؛ طراح: ◻︎ گزارای نقش گزارشپذیر / که نقش از گزارش ندارد گزیر (نظامی۵: ۷۸۳).
زاراتلغتنامه دهخدازارات . (اِخ ) (قصور الَ ...) سه قصر است که در افریقیه بوده است . ادریسی آرد: از جزیره ٔ جربة تا رأس الاودیة 24 میل و از آنجاتا قصورالزارات 20 میل و آن سه قصر
زارازارلغتنامه دهخدازارازار. (ق مرکب ) بحال زاری . زارزار : موالیان تو از تو ببانگ نوشانوش مخالفان تو از تو بویل زارا زار. حکیم زلالی (از آنندراج ).و رجوع به زار شود.
زاراغنکلغتنامه دهخدازاراغنک . [ غ َ ] (اِ) زمین سخت را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ). || زمین ریگ بوم را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ). زمین ریگزار. (ناظم الاطباء). و رجوع به زرا