زادفرخلغتنامه دهخدازادفرخ . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) نام میرآخور هرمز است . (لغت شاهنامه تألیف دکتر شفق ) : یکی مهتر نام بردار بودکه بر آخر اسپاهسالار بود.فردوسی .
زادفرخلغتنامه دهخدازادفرخ . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) نام یکی از ایرانیان اصیل است . (لغت شاهنامه تألیف دکتر شفق ).
زادفرخفرهنگ نامها(تلفظ: zād farrox) فرخ زاد ؛ (در اعلام) نام یکی از ایرانیان اصیل (باستان) است و نیز نام میرآخورِ هرمز میباشد .
آزاددرختلغتنامه دهخداآزاددرخت . [ زادْ، دِ رَ ] (اِ مرکب ) آزادِرَخْت . اَزادِرَخْت . نام درختی است عظیم ، ثمرش شبیه به زعرور و بخوشه . تخمش مانند تخم زعرور، ثمر آن در آخر بهار رسد
آزاددرختفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرخت جنگلی تناور با میوهای زردرنگ و تلخ که گلهای بنفش کمرنگ دارد و چوب انعطافپذیر آن در نجاری و بنّایی به کار میرود.