زاهقلغتنامه دهخدازاهق . [ هَِ ] (ع ص )هلاک شونده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نیست شونده . (کشف اللغات ). || مرد هزیمت یافته . (منتهی الارب ) (اقرب
زاهقةلغتنامه دهخدازاهقة. [ هَِ ق َ ] (ع ص ) مؤنث زاهق . (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || راحلة زاهقة؛ راحله ای است که سبقت نماید و پیشی گیرد بر دیگران . (ناظم الاطباء). || چاه عم