chestدیکشنری انگلیسی به فارسیقفسه سینه، سینه، جعبه، صندوق، خزانه، تابوت، محفظه، یخدان، سینه انسان، خزانه داری
سینهپوشchest guard, chest protectorواژههای مصوب فرهنگستانپوششی که سینۀ کمانگیر را، در سوی نزدیکتر به کمان، میپوشاند تا از آسیب احتمالی جلوگیری کند
مهار سینهchest harnessواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مهار که به شانهها بسته میشود تا نقاط اتصال بیشتری ایجاد کند و تعادل کوه نورد یا سنگنورد را در مواقعی، مانند حمل بار سنگین یا آسیبدیدگی، تسهیل کند
زایسفانلغتنامه دهخدازایسفان . [ ی ِ ] (ص ، اِ) زایسپان . نفساء. زچه . رجوع به زایسپان و زایسفان شود.