chattersدیکشنری انگلیسی به فارسیچت روم ها، پچ پچ، چهچه، پر حرف بودن، پچ پچ کردن، تندتند حرف زدن، چهچه زدن، تند و ناشمرده سخن گفتن
آراستهدیکشنری فارسی به انگلیسیchaste, clean-cut, straight, neat, orderly, prim, regular, serene, shipshape, smartly, spick-and-span, trim