زلفافرهنگ نامها(تلفظ: zolfā) (زلف = موی بلندِ سر ، گیسو + الف (پسوند نسبت)) ، روی هم به معنی منسوب به زلف و (به مجاز) زیبایی زلف معشوق است ؛ (در عربی ، زلفی) نزدیکی و منزلت
زلفابادلغتنامه دهخدازلفاباد. [ زُ ] (اِخ ) حمداﷲ مستوفی آرد: زلفاباد و... عظیم قرای آنجا (فراهان ) است . (نزهة القلوب چ لیسترانج ج 3 ص 69).
زلفاتلغتنامه دهخدازلفات . [ زُ / زُ ل َ / زُ ل ُ ] (ع اِ) ج ِ زُلفَة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ِ زلفة، پاره ای از شب یا از اول شب . (آنندراج ). رجوع به زلف