تصویر رایانهایcomputer-generated image, CGIواژههای مصوب فرهنگستانتصویری که با رایانه تولید میشود و معمولاً بهعنوان جلوۀ ویژه به کار میرود
زلهلغتنامه دهخدازله . [ زَل ْ ل َ / ل ِ / زِل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) پرنده ای است به گرمای صعب بانگ بردارد، بانگی تیز و او چند ناخنی باشد. و چزد نیز خوانندش . (لغت فرس اسدی چ اقبال
زلهلغتنامه دهخدازله . [ زَل ْه ْ ] (ع اِ) شکوفه و ریحان . || حسن و خوبی شکوفه و ریحان . || سنگی که بر آن آبکش ایستاده شود. || سرگشتگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)
زلهلغتنامه دهخدازله . [ زِل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) در تداول ، بمعنی ستوه و عجز می آید.- زله آمدن ؛ به ستوه آمدن . عاجز شدن . به تنگ آمدن . زله شدن . بجان آمدن .- زله آوردن ؛ عاجز
زلهلغتنامه دهخدازله . [ زَ ل َه ْ ] (ع اِ) غم و اندوه که به ذات کسی برسد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
گوزلهلغتنامه دهخداگوزله . [ گ ُ زُ ل َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ٔ شهرستان سقز واقع در 20000 گزی شمال باختر بانه که دارای 20 تن سکنه است . (از فرهنگ