پرداخت کرایه تا محلcarriage paid toواژههای مصوب فرهنگستاننوعی قرارداد در تجارت بینالمللی که برطبق آن فروشنده کرایة حمل را تا محل تعیینشده پرداخت میکند اختـ . پک تام CPT
پرداخت کرایه و بیمه تا محلcarriage and insurance paid toواژههای مصوب فرهنگستاننوعی قرارداد در تجارت بینالمللی که برطبق آن فروشنده، هم کرایة حمل و هم هزینههای بیمه را تا محل تعیینشده، پرداخت میکند اختـ . پک بیم CIP
بردندیکشنری فارسی به انگلیسیcarriage, bear , beat, carry, convey, gain, lead, push, removal, remove, score, shoot, strip, sweep, take, transfer, transport, win
ترابرددیکشنری فارسی به انگلیسیcarriage, conveyance, draft, freight, haul, transit, transport, transportation