carelessدیکشنری انگلیسی به فارسیبی توجه، بی دقت، غافل، لا ابالی، مسامحه کار، سبکسر، سرهم بند، غفلت کار، لا قید
carelessnessدیکشنری انگلیسی به فارسیسهل انگاری، مسامحه، لاابالی گری، پشت گوش فراخی، سبکباری، فروگذاری، سرسری، عدمتوجه
بافة بیهستهcoreless cableواژههای مصوب فرهنگستانبافه/کابل دارای یک یا چند لایه سیم که آنها را با لوله کردن یا کشیدن یا روشهای دیگر میتابانند متـ . کابل بیهسته
نسنجیدهدیکشنری فارسی به انگلیسیcareless, headlong, half-baked, heady, ill-advised, ill-conceived, injudicious, precipitate, rash, sweeping, thoughtless, unadvised, unconsidered, uncritical, u