نامزدcandidateواژههای مصوب فرهنگستانشخصی که برای تصدی سمتی پیشنهاد میشود یا خود داوطلب تصدی آن سمت میشود
گونة نامزدcandidate speciesواژههای مصوب فرهنگستاندر ایالات متحده، گونهای گیاهی یا جانوری که از میان گونههای پیشنهادی برای قرارگیری در فهرست گونههای درخطر یا درتهدید و انجام اقدامات حمایتی، ازسوی بنگاه رسمی
صداقتدیکشنری فارسی به انگلیسیcandidness, candor, earnestness, fidelity, frankness, honesty, integrity, loyalty, openness, principle, sincerity, troth, truth, truthfulness, veracity
صراحتدیکشنری فارسی به انگلیسیcandidness, directness, explicitness, frankness, openness, outspokenness, perspicuity, preciseness, specificity