boostدیکشنری انگلیسی به فارسیتقویت، ترقی، بالا بردن، ترقی دادن، زیاد کردن، بالا رفتن، جلو بردن، کمک کردن
تبدیل خیزشیboost transformationواژههای مصوب فرهنگستانیکی از تبدیلهای لورنتس بین دو دستگاه مختصات که در آن یک دستگاه نسبت به دیگری با سرعت ثابت V در حرکت است
توانافزا 1booster, detergent boosterواژههای مصوب فرهنگستانمادهای افزودنی برای بهبود عملکرد شویندهها که معمولاً بر پایۀ ترکیبات آلی است
ازدیاددیکشنری فارسی به انگلیسیboost, multiplication, plethora, pressure, proliferation, rise, swell, swelling, up