خاز 1BOD, biochemical oxygen demandواژههای مصوب فرهنگستانمقدار اکسیژن محلول در آب که ریزاندامگانها در طی مدتی معین برای فعلوانفعالات زیستشناختی مصرف کنند متـ . خواست اکسیژن زیستشیمیایی
ذخیلغتنامه دهخداذخی . [ ذَخ ْی ْ ](ع مص ) واخیده شدن پشم به کمان ندّافی . (منتهی الارب ). محلوج شدن پشم با کمان حلاّج . || شتابی کردن . (منتهی الارب ). || ذَختهم الرّیح ؛ رسید
ذخیره ٔ خوارزمشاهیلغتنامه دهخداذخیره ٔ خوارزمشاهی . [ ذَ رَ / رَ ی ِ خوا / خا رَ ] (اِخ ) کتابی است بسیار حجیم و مبسوط بزبان فارسی در جمیع شعب علم طب تألیف زین الدین (یا شرف الدین ) ابوابراه
ذخیرهدیکشنری فارسی به انگلیسیbackup, supply, reserved, reserves, reservoir, standby, stockpile, store
شخصدیکشنری فارسی به انگلیسیbod, character, figure, individual, jack-, life, man, man _, one, person, person _, soul, spirit, thing, you, figure