ذنفرهنگ انتشارات معین(ذِ) (اِ.) از مذهب های بودایی که دستیابی به نور حقیقی را تنها از راه تفکر و مکاشفة شهودی مستقیم ممکن می داند.
جذنلغتنامه دهخداجذن . [ ج ِ ] (ع اِ) بیخ و تنه ٔ درخت بی شاخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بیخ . اصل . (از قطر المحیط). یقال : جذنه قوی ؛ اَی اصله . (قطر المحیط).
ذنجلغتنامه دهخداذنج . (اِخ ) در تاریخ سیستان ذکر او آمده است و او یکی از اجداد بخت نرسی و از اخلاف منوچهر پادشاه پیشدادی ایران است . (تاریخ سیستان ص 34).
ذن بذرهلغتنامه دهخداذن بذره . [ ذُ ؟ ] (اِخ ) ذن برة پادشاه اراگن پسر الفنش الرابع از 1319 تا 1336 م . حلل السندسیة ص 324 ج 2 و رجوع به بترُه در همان کتاب و رجوع به پیر چهارم شود.
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ ذَ ] (اِخ ) جایگاهی است در شعر عبیدبن الأبرص و جز آن . و درمعجم البلدان آمده است . نام موضعی است . عبید گوید:اقفر من اهله ملحوب فالقطبیات فالذّنوب .و