کذبیلغتنامه دهخداکذبی . [ ک ُ با ] (ع اِ) دروغ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کَذاب . کُذبان . (از اقرب الموارد). رجوع به کذاب و کذبان شود.
جذبیلغتنامه دهخداجذبی . [ ج َ ] (اِخ ) جذبی خلف شاه قلیخان . اصلش از اکراد حوالی بغداد است به هندوستان رفته و در آنجا بشجاعت مشهور شده است . وی طبع خوشی داشت و ابیات زیر از اوست
جذبیلغتنامه دهخداجذبی . [ ج َ ] (اِخ ) نام شاعری است از اهالی خوانسار و این بیت از اوست :جز درد تو در جهان ندیدم یاری که دلی دور [ درو ] توان بست .(از قاموس الاعلام ترکی ).
ذبیانلغتنامه دهخداذبیان . [ ] (اِخ ) ابن بغیض یکی از اجداد حذیفةبن بدربن عمروبن جویة. از اجداد اعصربن سعدبن قیس . رجوع به معجم الادباء چ مارگلیوث ج 6 ص 64 س 1 شود.