beamدیکشنری انگلیسی به فارسیپرتو، شعاع، میله، شاهین ترازو، تیغ، تیرعمارت، شاه پر، پرتو افکندن، نورافکندن
الگوی ورگهbeam mould/ beam moldواژههای مصوب فرهنگستانالگویی که انحنا و طول هر ورگة شناور را نشان میدهد
باریکهآمیزbeam combinerواژههای مصوب فرهنگستانابزاری اپتیکی برای درهمآمیختن دو باریکۀ نور در یک راستا