پردازش دستهایbatch processingواژههای مصوب فرهنگستانپردازش یکجای گروهی از دادهها به جای پردازش تکتک آنها
ارسال دستهایbatch transmission, batched transmissionواژههای مصوب فرهنگستانارسال بیوقفۀ مجموعهای از پیامها از پایانۀ مبدأ به پایانۀ مقصد، بیآنکه در حین ارسال، پیامی در مسیر برگشت مبادله شود
برشتهکن ناپیوستهbatch roasterواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برشتهکن که در آن میزان مشخصی از قهوه در مدتزمان معینی برشته میشود و قهوة برشتهشده پیش از افزودن دستة بعدی از دستگاه خارج میشود
برنامۀ دستهایbatch programواژههای مصوب فرهنگستانپروندهای با معیار ASCII (متن قالببندیشده) حاوی یک یا چند فرمان ویندوز که مانند پروندۀ دستهای، دارای پسوند BAT است
آذرفزالغتنامه دهخداآذرفزا. [ ذَ ف َ ] (اِ مرکب ) آتش افروز. آذرفروز. آذرافزا. ظرفی سفالینه که مجاور آتش نیم افروخته نهند تیز کردن آنرا : نفس را بعذرم چو انگیز کردچو آذرفزا آتشم تی