شغشغةلغتنامه دهخداشغشغة. [ ش َ ش َ غ َ ] (ع اِ) گردون و اَراده . (ناظم الاطباء). و رجوع به اراده و شعیع شود.
شغشغةلغتنامه دهخداشغشغة. [ ش َ ش َ غ َ ] (ع مص ) جنبانیدن نیزه در مطعون یا سپوختن و نشاندن نیزه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).جنبانیدن سنان در مطعون . (تاج المصادر
شغوشلغتنامه دهخداشغوش . [ ش ُ / ش َ ] (ع اِ) شغوشی . گندم بلایه آمیخته با شلیم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گندمی پست آمیخته به گال بنگ ، و ا