axisواژهنامه آزادآسِه. «محور» به پارسی می شود «آسه». «آسیاب» آسه ای است که آب می چرخاندش. آن با axis یا axe در زبان های اروپایی همریشه است.
محور پیشرویaxis of advanceواژههای مصوب فرهنگستانمسیری که برای واپایش عملیات تعیین میشود و اغلب شامل یک یا چند جادۀ مشخص است
محور اصلی لَختیprincipal axis of inertiaواژههای مصوب فرهنگستانیکی از سه محور در هر جسم صلب که تانسور لَختی نسبت به آن قطری است متـ . محور اصلی 2 principal axis 2