شرتلغتنامه دهخداشرت . [ ش ِ ] (اِ صوت ) حکایت آواز صوت کشیده شدن شاخه ها یا شاخه مانندها بر چیزی ، نظیر آواز کشیده شدن جارو بر زمین .- شرت شرت ؛ شرت و شرت . حکایت تکرار آواز ک
شرتونلغتنامه دهخداشرتون . [ ش َ ] (اِخ ) نام قریه ای است از قرای لبنان و عده ای بدان منسوبند. (از معجم المطبوعات ).
شرتک زدنلغتنامه دهخداشرتک زدن . [ ش ِ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب ) در تداول زنان ، سرسری جاروب کردن . با لاقیدی و سرعت و ناپاک جارو کردن . (یادداشت مؤلف ).
جدا کردنگویش خلخالاَسکِستانی: ayr âkard.e دِروی: âvjiy.en شالی: âvjiy.an کَجَلی: jiyâ â.kard.an کَرنَقی: jâ âkard.an کَرینی: jədâ âkard.an کُلوری: ayr âkard.an گیلَوانی: sifâ âka