شریتلغتنامه دهخداشریت . [ ش َ ] (از ع ، مص ، اِ) مأخوذ از شریط تازی به معنی بستن عدل و صندوق و بار با طناب و آمادگی آن جهت حمل . (ناظم الاطباء). به لهجه ٔ آذری شلیت می گویند. ر
شریتونتنلغتنامه دهخداشریتونتن . [ ش َ ن ِ ت َ ] (هزوارش ، مص ) به لغت زند، گشادن . (برهان ) (ناظم الاطباء).
شریت کردنلغتنامه دهخداشریت کردن . [ ش َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بستن بار و بنه با طناب . (ناظم الاطباء).
شریتالغتنامه دهخداشریتا. [ ش َ ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند، پادشاه . (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).