شرزهلغتنامه دهخداشرزه . [ ش َ زَ / زِ ] (ص ) خشمگین . (برهان ). تند و تیز و خشمگین و غضبناک . (ناظم الاطباء). خشمگین و برهنه دندان . (صحاح الفرس ). خشمناک بود و از اینجا گویند ش
شرزهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خشمناک؛ خشمگین: ◻︎ برآمد به بالا چو شرزهپلنگ / خروشان یکی تیغ هندی به چنگ (فردوسی: ۴/۱۲۷).۲. زورمند و دلیر.