تکattackواژههای مصوب فرهنگستانحرکت تهاجمی که با راست شدن دست آغاز میشود و در آن هدف حریف بهطور مداوم تهدید میشود
attackدیکشنری انگلیسی به فارسیحمله، یورش، تعرض، تجاوز، تاخت، تاخت و تاز، تکش، اصابت یا نزول ناخوشی، حمله کردن، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، مورد حمله قرار دادن، تعرض کردن
ارزیابی تکattack assessmentواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی اخبار و اطلاعات برای تعیین ماهیت بالقوه یا بالفعل تک و اهداف آن بهمنظور فراهم کردن اطلاعات برای تصمیمگیری بهموقع
بالگرد شکاریattack helicopter, AHواژههای مصوب فرهنگستانبالگردی با طراحی ویژه که در آن انواع جنگافزار، بهمنظور تک و انهدام دشمن، به کار گرفته میشود
تک 1attack 1واژههای مصوب فرهنگستانهرنوع عملیات آفندی قاطعانه و سریع که در آن از آتش و حرکت برای تصرف هدفی معین استفاده میشود
حملۀ فعالattack 3واژههای مصوب فرهنگستانتلاش برای پشت سر گذاشتن موانع حفاظتی شبکه بهمنظور دسترسی غیرمجاز به سامانه یا از دسترس خارج کردن آن