12 مدخل
ورزشکاران، ورزشکار، پهلوان، یکه تاز، قهرمان ورزش
ورزش
ورزشکار، پهلوان، یکه تاز، قهرمان ورزش
آتئیستیس
ورزشکاری که به یک یا چند مادۀ دو و میدانی میپردازد
پای ورزش، نوعی مرض قارچی انگشتان
athlete's foot
athlete, sportsman, strong, strongman
athlete, brave, courageous, gallant
athletic, athlete, sportsman