assessmentدیکشنری انگلیسی به فارسیارزیابی، تشخیص، تخمین، براورد، اظهارنظر، تعیین مالیات، وضع مالیات، تقویم
فنّاوری ارزیابیassessment technologyواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی و فنّاوریهای مهندسی زیستپزشکی ازنظر هزینه و بازده و چگونگی مصرف و آیندهنگاری آنها در سامانههای اجتماعی و اخلاقی و قانونی
assessmentsدیکشنری انگلیسی به فارسیارزیابی ها، ارزیابی، تشخیص، تخمین، براورد، اظهارنظر، تعیین مالیات، وضع مالیات، تقویم
ارزیابی آسیبپذیریvulnerability assessmentواژههای مصوب فرهنگستانشناسایی و اندازهگیری آسیبپذیریهای یک سامانه، شامل سنجش لطمهپذیری آن در برابر حمله
ارزیابی فنّاوریtechnology assessment, TA 1واژههای مصوب فرهنگستانبررسی و تحلیل جذابیت و مطلوبیت یک فنّاوری با توجه به اثرات اقتصادی و فنی و پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی آن متـ . ارزیابی جذابیت فنّاوری technology attractivene
ارزیابی خسارت بمبارانbomb damage assessment, BDAواژههای مصوب فرهنگستانبررسی میزان خسارات ناشی از بمباران اعم از فیزیکی و اقتصادی متـ . ارزیابی خسارت نبرد battle damage assessment
ارزیابیدیکشنری فارسی به انگلیسیappraisal, assessment, conspectus, estimate, estimation, evaluation, measure, valuation
برآورددیکشنری فارسی به انگلیسیappraisal, assessment, calculation, estimate, estimation, judgment, measure, projection, reckoning
تحلیل خطر زمینلرزهseismic hazard analysis, SHAواژههای مصوب فرهنگستانمحاسبة خطر زمینلرزه برای یک یا گروهی از ساختگاهها نیز: ارزیابی خطر زمینلرزه earthquake hazard assessment