شسوسلغتنامه دهخداشسوس . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شَس ّ. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ِ شس ، به معنی زمین سخت و درشت که به یک سنگ ماند. (آنندراج ). رجوع به شس شود.
شسوسلغتنامه دهخداشسوس .[ ش ُ ] (ع مص ) لاغر و خشک گردیدن . (ناظم الاطباء). خشک شدن چیزی . (از اقرب الموارد). رجوع به شسیس شود.
آدم احمقدیکشنری فارسی به انگلیسیass, clod, donkey, moron, jackass, moke, nincompoop, oaf, pinhead, wanker, zany
بی شعوردیکشنری فارسی به انگلیسیass, brute, brutish, clod, fatuous, foolish, jackass, mindless, senseless, silly, softheaded, thick-skinned, thickhead, witless