شستالغتنامه دهخداشستا. [ ش ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار. آب از رودخانه ٔ چالکرود تأمین می شود. سکنه ٔ آن 275 تن و محصول آنجا برنج و مرکبات است . راه اتومبیلرو
شستانلغتنامه دهخداشستان . [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان زاوه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه . آب از قنات و سکنه ٔ آنجا 215 تن است . محصول آنجا غلات و پنبه . صنایع دستی زنان کربا
سروشستانلغتنامه دهخداسروشستان . [ س ُ ش ِ ] (اِ مرکب ) افلاک و آسمانها را گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا). این کلمه دساتیری است .
شوستاکویچلغتنامه دهخداشوستاکویچ . [ شُس ْ ک ُ ] (اِخ ) دیمیتری . از بزرگترین آهنگسازان معاصر است . در پترزبورگ [ لنین گراد ] بسال 1906 م . متولد گردید. از نه سالگی شروع به تحصیل پیان