شقراقلغتنامه دهخداشقراق . [ ش َ ق ِرْ را ] (ع اِ) شِقِرّاق . اخیل . (از منتهی الارب )(آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به شِقِرّاق شود.
شقراقلغتنامه دهخداشقراق . [ ش َ / ش ِ ] (ع اِ) شِقِرّاق . (منتهی الارب )(آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به شِقِرّاق شود.
شقراقلغتنامه دهخداشقراق . [ ش ِ ق ِرْ را ] (ع اِ) شرقراق . شرقرق . شرشق . نوعی از غراب . مرغی است کوچک با خجکهای سرخ و سبز و سیاه و سپید، و از اینجاست که آن را «اخیل » هم نامند و
شبراقلغتنامه دهخداشبراق . [ ش ِ ] (ع اِمص ) شدت هر چیزی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کفتگی جامه . (منتهی الارب ). پارگی جامه : ثوب شِبراق ؛ پیراهن که پار