آلایهartifact 1/ artefact 1واژههای مصوب فرهنگستاناعوجاجها یا سایر اختلالات غیرعمدی و ناخواسته در صوت یا تصویر بازتولیدشده که ناشی از خطاهای انتقال یا پردازش نشانک/ سیگنال است
دست ساختدیکشنری فارسی به انگلیسیartifact, artificial, contrivance, freehand, handmade, handwork, man-made, manufacture, product, workmanship