آلایهartifact 1/ artefact 1واژههای مصوب فرهنگستاناعوجاجها یا سایر اختلالات غیرعمدی و ناخواسته در صوت یا تصویر بازتولیدشده که ناشی از خطاهای انتقال یا پردازش نشانک/ سیگنال است
پردازشماندartifact 2, footprint 1واژههای مصوب فرهنگستاناثر اتفاقی و ناخواستۀ ناشی از دادهبرداری یا دادهپردازی
دستساختهartifact 3/ artefact 3واژههای مصوب فرهنگستانآنچه بشر ساخته یا شکل داده یا از آن استفاده کرده است، از نوع اشیا، سازهها، وسایل، بافتها، آرایهها، سفالینهها، سلاحها و آثار هنری
شاخصۀ دستساختهartifact attributeواژههای مصوب فرهنگستانمشخصۀ غیرقابلتغییر یا متغیر مستقل یک دستساختۀ معین
گونۀ دستساختهartifact typeواژههای مصوب فرهنگستانگروهی از دستساختهها که در بسیاری از ویژگیهای ذاتی اشتراک داشته باشد
دست ساختدیکشنری فارسی به انگلیسیartifact, artificial, contrivance, freehand, handmade, handwork, man-made, manufacture, product, workmanship