حلقۀ سالانهannual ring, annual layerواژههای مصوب فرهنگستانهریک از لایههای چوبی که در طول یک سال به تنۀ درخت افزوده شود
اَبیراهی سالانهannual aberrationواژههای مصوب فرهنگستانجابهجایی مختصر موضع یک ستاره در تصویر در طول سال، براثر حرکت زمین به دور خورشید
اختلافمنظر سالانهannual parallax, heliocentric parallaxواژههای مصوب فرهنگستاناختلافمنظر اجرام نجومی براثر حرکت سالانۀ زمین به دور خورشید
دمای بیشینۀ سالانهannual maximum temperatureواژههای مصوب فرهنگستانبیشینۀ دما در بازۀ زمانی یک سال پیوسته