annihilatesدیکشنری انگلیسی به فارسینابود می شود، نابود کردن، از بین بردن، سربه سر کردن، محو کردن، خرد کردن، خنثی نمودن، فنا کردن
annihilateدیکشنری انگلیسی به فارسینابود کردن، از بین بردن، سربه سر کردن، محو کردن، خرد کردن، خنثی نمودن، فنا کردن
پوچسازannihilator, annulatorواژههای مصوب فرهنگستانبرای یک مجموعۀ مفروض، ردۀ همۀ توابع از نوع خاص که مقدار آنها در هر نقطه از آن مجموعه صفر باشد
نابود کردندیکشنری فارسی به انگلیسیannihilate, consume, destroy, devour, dispatch, eat, exterminate, extinguish, extirpate, kill, liquidate, lose, obliterate, overturn, ruin, undo, waste, wreck,
انهدامدیکشنری فارسی به انگلیسیannihilation, demolition, destruction, devastation, extinction, ravage, rout, ruin, smashup