بیحسدردیanesthesia dolorosaواژههای مصوب فرهنگستاندرد خودبهخود و شدیدی که در یک قسمت بیحس بدن ایجاد میشود
دستگاه بیهوشیanesthesia machineواژههای مصوب فرهنگستاندستگاهی که گازهای اکسیژن و هوشبرهای استنشاقی را به ششهای بیمار میفرستد و بازماندة آنها را در بازدم پس میگیرد
فنورز هوشبریanesthesia technician, ATواژههای مصوب فرهنگستانفنورزی که مسئول آمادهسازی و نگهداری تجهیزات هوشبری و پشتیبانی فنی از متخصصان بیهوشی است
بیحسی1anesthesia1, numbnessواژههای مصوب فرهنگستانفقدان یا کاهش حس که معمولاً براثر آسیب دیدن یک عصب یا گیرندة عصبی ایجاد میشود
بخش مراقبتهای پسابیهوشیpost-anesthesia care unit/ postanesthesia care unitواژههای مصوب فرهنگستانبخشی در مجاورت اتاق عمل که بیمار را پس از جراحی برای هوشآیی و سایر مراقبتهای پسابیهوشی در آنجا نگهداری میکنند اختـ . پسابیهوشی PACU متـ . بخش هوشآیی post
بیحسی ناحیهایregional anesthesiaواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیحسی که با قطع رسانش عصبی از اعصاب حسی در ناحیهای از بدن ایجاد میشود متـ . بنداک block, blockade, block anesthesia, conduction anesthesia