پاس سرسبدalley-oop pass/ ally-opp/ alley-upواژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، پاسی که در آن بازیکن توپ را در نزدیکی سبد و در ارتفاع مناسب برای همتیمی خود پرتاب یا رها میکند
سرسبدalley-oopواژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، حرکتی که در آن بازیکن، در ضمن پرش، توپی را که در بالای سبد دریافت میکند در همان حالت بیدرنگ به گل تبدیل کند
راهدیکشنری فارسی به انگلیسیalley, approach, course, door, esplanade, highway, means, option, passage, route, stripe, track, walk, walkway, way