شمزلغتنامه دهخداشمز. [ ش َ ] (مص ، اِمص ) نفرت نفس از چیزی که ناخوش دارد آنرا. (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). دوری کردن از چیزی به سبب ناخوش داشتن آن . (از اقرب الموارد).
شمزیلغتنامه دهخداشمزی . [ ش ِ م َ ] (اِخ ) عمربن ابی عثمان شمزی . یکی از متلکمان معتزله است واز عمروبن عبید و واصل بن عطا روایت کرد و اسماعیل بن ابراهیم عجلی از او روایت دارد. (