شارهلغتنامه دهخداشاره . [ رِ ] (اِخ ) نام سردار آتنی که در حدود 400 - 330 ق . م . در شهر کرونه مغلوب فیلیپ گردید. وی از فرماندهان واقعی قوای چریکی بشمار میرود.
شارهلغتنامه دهخداشاره . [ رَ ] (اِخ ) (کوه ...) در شمال غربی سبزوار آخر بلوک کراب است . (تاریخ بیهق ، شرح و توضیحات بهمنیار ص 338).
شارهلغتنامه دهخداشاره . [ رَ ] (اِخ ) دیهی است از دهستان کراب . بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار واقع در 37500 گزی شمال باختری سبزوار و چهارهزارگزی باختر جاده ٔ عمومی خسروگرد به نقاب .
شارهلغتنامه دهخداشاره . [ رَ / رِ ] (اِ) دستاری بود چندانکه چادری ، و از هندوستان آرند. (صحاح الفرس ). دستار هندویان بود. (اوبهی ). دستار باشد. (معیار جمالی ). دستار اهل هند باش
وشارهلغتنامه دهخداوشاره . [ وِ رَ ] (اِخ ) دهی جزو دهستان حومه ٔ بخش دستجرد شهرستان قم واقع در 5 هزارگزی جنوب دستجرد و راه عمومی . کوهستانی و سردسیری است . سکنه 486 تن . آب آن از
شاره 2fluid 2واژههای مصوب فرهنگستانحالت غیرجامد ماده که در آن اتمها و مولکولها نسبت به یکدیگر آزادانه در حرکتاند
شارهفروشکنیrheomalaxis, rheodestrcutionواژههای مصوب فرهنگستانکاهش جبرانپذیری گرانرَوی در هنگام برش که درواقع به تغییر دائم ساختار ماده منجر میشود
شارههای فلزکاریmetalworking fluidsواژههای مصوب فرهنگستانروغنهای معدنی ساده یا ترکیبی که برای جلوگیری از خوردگی به کار میروند و در عملیات روانسازی یا خنکسازی از آن استفاده میکنند