شاسپرملغتنامه دهخداشاسپرم . [ پ َرَ ] (اِ مرکب ) یکی از انواع ریحان که او را اسپرغم گویند. (فرهنگ سروری ). بمعنی اسپرغم است که نوعی ازریحان باشد. (برهان ). مطلق ریحان . (شعوری ).
شاسپرمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= ریحان: ◻︎ از سر شاسپرم تا نکنی لَختی کم / ندهد رونق و بالنده و بویا نشود (منوچهری: ۳۴).
شادسپرملغتنامه دهخداشادسپرم . [ دِ پ َ رَ ] (اِ مرکب ) نوعی ریحان که در بلاد عرب روید. (شعوری ). رجوع به شاسپرم ، شاه اسپرغم ، شاه اسفرهم ، شاهسپرم ، شاهسپرغم و شاهسپرهم شود.
شاهسپرملغتنامه دهخداشاهسپرم . [ هَِپ َ رَ ] (اِ مرکب ) شاه اسپرم است که ضیمران باشد و آن را شاه سفرم نیز گویند. (برهان قاطع). شاه سپرغم است که ریحان باشد. (آنندراج ). همان شاهسپرغم
شهسپرملغتنامه دهخداشهسپرم . [ ش َهََ پ َ رَ ] (اِ مرکب ) مخفف شاه اسپرم . ریحان الملک . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شاه اسپرم و شاهسپرم شود.