شاتللغتنامه دهخداشاتل . [ ت ِ ] (اِ) دارویی است مانند کماة خشک و آن را به شیرازی روشنک خوانند و معرب آن شاطل است . (برهان قاطع). رجوع به شاطل شود. به فارسی روشنک نامند دوائی است
شاتللغتنامه دهخداشاتل . [ ت ِ ] (اِخ ) ژان . (تولد در حدود سال 1575، وفات درسال 1594 م .)، مرد متعصبی که در صدد قتل هانری چهارم اندکی پس از ورود او به شهر پاریس برآمد. دست و پای
شاتلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدانهای بهاندازۀ باقلا، به رنگ سرخ یا سیاه که مصرف دارویی داشته و در هند میروید؛ روشنک.
شاتلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفضاپیمایی بالدار برای بردن فضانوردان به ایستگاههای فضایی و بازگرداندن آنها که میتواند روی زمین بنشیند. شاتلِ فضایی: = شاتل٢
شاتل گیونلغتنامه دهخداشاتل گیون . [ ت ِ ی ُ ] (اِخ ) کمون پوی دو دوم واقع در آروندیسمان ریوم دارای 2750 نفر جمعیت . آبهای معدنی آن معروف است .
شاتلو - مالوالکسلغتنامه دهخداشاتلو - مالوالکس . [ ت ِ ل ِ ] (اِخ ) مرکز کمون کروز واقع در آروندیسمان گره دارای 750 نفر جمعیت است .
شاتلودرانلغتنامه دهخداشاتلودران . [ ت ُ ل ُ ] (اِخ ) مرکز کمون کوت دونر از آروندیسمان سن -بریوک ؛ دارای 1200 نفر جمعیت است .
شاتلهلغتنامه دهخداشاتله . [ ت ُ ل ِ ] (اِخ ) (لو) محلی در کمون بودولیر از آروندیسمان اوبوسون (دپارتمان کروز ) دارای معادن طلا است .
شاتله آن بریلغتنامه دهخداشاتله آن بری . [ ت ُ ل ِ ب ِ ] (اِخ ) (لو) مرکز کمون سن - اِ - مارن ، از آروندیسمان ملن ؛ دارای 1050 نفر جمعیت است .