شاذلهلغتنامه دهخداشاذله . [ ذَ ل َ ] (اِخ ) شادله .دیهی است به مغرب . (منتهی الارب ). به نوشته ٔ شعرانی دیهی از افریقیه . (ریحانة الادب ). از محال تونس . (شدالازار چ قزوینی ، حاش
آبگینهفرهنگ نامها(تلفظ: ābgine) شیشه ، زجاج ، بلور ، آینه ؛ (در قدیم) ظرف شیشهای یا بلوری به ویژه جام شراب .