شلالغتنامه دهخداشلا. [ ش َ ] (ع اِ) اندام با گوشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تن از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). تن هر چیز. (از اقرب الموارد).
شلائینیلغتنامه دهخداشلائینی . [ ش َ ] (حامص ) شوخی . || چسبیدگی به کاری . (آنندراج ) (غیاث ). رجوع به شلائین و شلایینی شود.
شلاءلغتنامه دهخداشلاء.[ ش َل ْ لا ] (ع ص ) مؤنث اشل ؛ گویند: امراءة شلاء؛ زن تباه دست . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زن تباه دست . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). دست خشک .
شلاجهلغتنامه دهخداشلاجه . [ ] (اِ) بول بز کوهی گشن است که بر سنگ کرده باشد و سنگ از آن سیاه و چرب شده باشد. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به شلاحب شود.