شبهتلغتنامه دهخداشبهت . [ ش ُ هََ ] (ع اِمص ، اِ) به معنی شبهه و اشتباه است که در فارسی با تاء کشیده به کار رفته است : من مانده به یمگان درون از آنم کاندر دل من شبهت و ریا نیست
شبهتفرهنگ انتشارات معین(شُ هَ) [ ع . شبهة ] 1 - (اِمص .) پوشیدگی امری . 2 - شک و گمان . 3 - اشک ال در تشخیص حق از باطل . 4 - (اِ.) مثل ، مانند.
شبهت آلودلغتنامه دهخداشبهت آلود.[ ش ُ هََ ] (ن مف مرکب ) شبهت آلوده . آلوده به شبهه و اشکال . (فرهنگ فارسی معین ) : من کسی را دیدم در شبی که عظیم گرسنه بود لقمه ای پیش آوردند مگر شبه
بی شبهتلغتنامه دهخدابی شبهت . [ ش ُ هََ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: بی + شبهت ، از شبهة «عربی ») بی شک . بی تردید : و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هرآینه از اشاعت مصون ماند و باز