adoptedدیکشنری انگلیسی به فارسیتصویب شد، قبول کردن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندی پذیرفتن، فرا گرفتن
فرهنگ پذیرفتهadopted cultureواژههای مصوب فرهنگستانفرهنگی که درخلال فرهنگپذیری از سوی فرد یا گروهی در جامعه مورد پذیرش قرار میگیرد و سبب تغییر در فرهنگ اولیه میشود